تبليغاتX
لحظه های با تو بودن ...


ميدوني!


وقتي دلم برات تنگ ميشه ?گريم مي گيره.

به آينه نگاه مي کنم .توي چشماي خيسم تو رو مي بينم که داري بهم لبخند مي زني.

همين نگاهته که که نمي زاره حضور مهربونت رو فراموش کنم .

حالا دلم برايت تنگ شده .

دلتنگيم دروغ نيست.

اشکام بي بهونه نيست.

لحظه هام بازم بهونتو مي گيرند.

آنقدر صبر کردم که ديگه انتظار رو از رو بردم .

دوست دارم اشکهايي رو که براي تواند!

نگاهي رو که عاشق توست!

تمام لحظه هايي رو که منتظر تواند دوست دارم!

زودتر بيا

آخه اينجا يه قلبي به شوق دوباره ديدن تو زندگي مي کنه....

دوستت دارم تا ابد .

 

خیلی دوست دارم خانومی ...

واسه شعرت ممنونم ... خیلی شرمنده کردی گلم ....

+ اين مطلب روز جمعه هفدهم فروردین 1386 وقتي که ساعت  12:53 بعد از ظهر  بوده ،  آلبالو و توت فرنگی  نوشتن ! | 

 
align="center">