تبليغاتX
لحظه های با تو بودن ...

دلم براي كسي تنگ است

كه آفتاب صداقت را

به ميهماني گلهاي باغ مي آورد

و گيسوان بلندش را

به بادها مي داد

و دستهاي سپيدش را

به آب مي بخشيد

دلم براي كسي تنگ است

كه چشمهاي قشنگش را

به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت

و شعرهاي خوشي چون پرنده هاي مي خواند

دلم براي كسي تنگ است

كه همچو كودك معصوم

دلش براي دلم مي سوخت

و مهرباني را

نثار من مي كرد

دلم براي كسي تنگ است

كه تا شمال ترين شمال

و در جنوب ترين جنوب

هميشه در همه جا

آه با كه بتوان گفت

كه بود با من و

پيوسته نيز بي من بود

و كار من ز فراقش فغان و شيون بود

كسي كه بي من ماند

 كسي كه با من نيست

كسي...

دگر كافي است

آسمونم دوستت دارم يه عالمه

+ اين مطلب روز دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 وقتي که ساعت  12:3 بعد از ظهر  بوده ،  آلبالو و توت فرنگی  نوشتن ! | 

 
align="center">