سلام عزيز دلم ...
امروز 17 مرداد ...اينطوري شروع شد ....
روز سه شنبه ... روز پدر ... ![]()
قرار شده بود اگه بابات رفت بيرون ...ما هم بريم نت ...
بهم SMS زدي .... که بيست دقيقه بيشتر نميتوني بري نت ..... ![]()
رفتيم نت .... در مورد کنکور حرف زديم ..... گفتي بابات ..... گفته حتي زابل هم خاصي برو .... بعد گفته که شهرهاي نزديک تهران رو انتخاب کن ...مثه رشت ...قزوين ...کرج و..... مي دوني حس ميکنم ... بابات راضيه .... فقط تو خودش گير کرده ... نميدونه آينده دخترش رو انتخاب کنه ...يا بودن کنار دخترش
...... فدات شم که اينقدر ... ناراحتي ..... ناراحت نباش گلم ..... درست ميشه ... همه چيز .... !!!!
بعد گفتي ديگه بابات رسيده به کار دومش واسه خاطر همين از نت اومديم بيرون .....![]()
يه ذره گذشت ...بهت MISS زدم ..... بعدش من با ماشين مامانم رو بردم خياطي .... خودمم رفتم پست که کاملا تعطيل بود .... بعد هم رفتم مامانم رو از خياطي برگردوندم ... تو راه هم ميوه و سبزي و اينجور چيزا خريديم ... بعد برگشتيم خونه ...
تا ظهر هيچ اتفاق خاص ديگه اي نيفتاد ...فقط بعضي موقع ها کم MISS ميزدي که داشتي کتاب ...خرقه ... رو ميخوندي .... ![]()
ناهار که خورديم .... بعدش بهت گفتم بخوابيم ... قبول کردي عسلم ...خوابيديم ... از ساعت 3 تا 4 ... بعد که بيدار شدم ...گفتي خوابت نبرده ...فدات شم .... الهي ..... آخه چرا ؟!!؟!؟ ![]()
بعدش من رفتم سر کار ... تو راه برگشت هم .... يه ذره مغازه ها رو نگاه کردم ... مگه اون چيزي که من ميخوام پيدا ميشه ؟!؟!؟!؟! خوشکل ترين تاپ يا تيشرت رو من بايد واسه تو بگيرم ......![]()
بعدش که اومدم خونه بازم بهت miss ميزدم ... جواب نميدادي ... بعدا فهميدم ... که داشتي زبان ميخوندي ..... ![]()
نشستم ايميل شما رو جواب دادم ... نصفه هاشو که جواب دادم ...بابام صدام کرد که چقدر ازش طلبکارم ....منم 50500 تومان ازش ميخواستم ... اينقدر اينور اونورشو زد که شد ... 38500 تومان ... منم ديگه ... همه حس و حالم گرفته شد .... ديگه ننوشتم ... چون نميخواسم ناراحتيمو تو ايميل به تو منتقل کنم ..... ![]()
بعدش نشستم يه ذره آهنگ گوش کنم ..... تا حالم دوباره بياد سر جاش .... داشتم آهنگ گوش ميدادم که شبکه دو فيلم عروس فراري رو گذاشت .. مامانم هم هي گفت کمش کن تا صداي ضبط ديگه در نيومد ... منم ضبط رو خاموش کردم نشستم زبان خوندم ...... ![]()
زبان خوندم ... بعدش هم هرچي بهت miss زدم ...جواب ندادي ... بعد يه بار برداشتي گفتي .... داري با يکي از اقوامتون حرف ميزني ...( ش..ته ) ![]()
... بعدش هم ... ديگه قطع کردم ... رفتم واسه نرگس ... نرگس رو هم ديدم ... بعدش ...مامانم ميخواست لباسامو آماده واسم ببره ... آخه عروسي خالمه ... ميدوني که ... بعد داشتم بهش ميگفتم چيا رو ببره ... چيا رو نبره .... تا اومدم تو رختخواب شد .... 11:45
اومدم .... تو رختخواب .... با هم حرف زديم ..... يه کم راهنمايي کردم ... بعد ازت خواسم که راهنمايي هامو فراموش کني و خودت تصميم بگيري ....!!!! نميخواسم تصميمتو عوض کنم .... !!! ![]()
بعدش هم ديگه .. دعا کرديم
که کار دوم من شروع بشه .. ايندفه تو گفتي تا فردا ساعت 2 خبرش مياد ... منتظريم ... ![]()
شب بخير ...
دوست دارم
1...2...3.... ![]()
جزء لحظه هاي خوبه .....
سلام عسل جونم ...
ديشب بلافاصله تا قطع کرديم .... مامانم اينا اومدن .... منم خودمو زدم به خواب ...
ولي دل تو دلم نبود يه miss بزنم ببينم يه موقع تنهايي گريه نکني ...
خدا رو شکر .... خوابيده بودي ..... يه ذره دلم راحت شد ..... ![]()
آخه گفتم نکنه يه وقت خاموش کرده باشي .... بعد گريه کني ... ![]()
يادم افتاد قول دادي که اگه خواسي گريه کني miss بزني تا با هم گريه کنيم ... خوابيدم ..... ![]()
صبح واسه نماز بيدار شدم .. تو هم miss زدي ...ديدم دارن هنوز اذان ميگن .... گفتم صبر کنم اذان تموم شه بعد نماز بخونم .....
خوابم برد ... ![]()
صبح ساعت 7 بيدار شدم ديگه خوابم نبرد ... کاري نداشتم بخوام انجام بدم .....
نذر خودمو ميخواسم ادا کنم .... 100 تا از آيت الکرسي ها رو خوندم ...( 100 تا از 1000 تا ) ......
خيلي طول کشيد ... ساعت 7:10 شروع کردم .... ساعت 8:40 تموم شد ...يکساعت و نيم گذشت .... تقريبا هر دقيقه يکي !!!! ![]()
بعدش تو بيدار شدي ..... بهت زنگ زدم ...... فيلم هايي رو که داشتم و تو نديدي ..... واست کنار گذاشتم .... شد 9تا ...
دوباره يادم افتاد که فيلم اسپاگتي در 8 دقيقه رو تازه گير آوردم ...
بهت زنگ زدم .... گفتي اين فيلم رو ديدي ولي دلت ميخواد واست بزنم رو CD ... رو جفت چشام .... حتما شيرينم ..... ![]()
کاري واسه انجام دادن نداشتم ..... رفتم بيرون داشتم با محمد حرف ميزدم ...واسه فردا ( شنبه ) قرار گذاشتيم که بريم استخر ... خودت که ميدوني .... سونا و جکوزي هم ميريم ...حرفام که تموم شد .... ساعت شد 11:22 .... اومدم تو اتاق ديدم ... واسم SMS زدي ..... نوشته بودي که بيام نت ...
اومدم تو نت .... ![]()
واي چه حالي داد ... نميدونم چقدر طول کشيد ... نميدونم چند ساعت تو نت بوديم ... فکر کنم يه ساعت بيشتر شد ... ولي واسه اولين بار دفتر خاطراتمونو ديدي .... خوشت اومده بود ....... خدا رو شکر ..... حالا کجاشو ديدي ... خوشکل تر هم ميشه ........ واسه تو خوشکل خوشکلش ميکنم ....
از قسمت << لحظه ها چه طوري نوشته شدن ؟ >> خوشت اومده بود ... منم ديگه ... !!!
آخ جون ....... ![]()
عزيز من .. الهي فدات شم .... بعد از اينکه خدافظي کرديم .....از نت اومديم بيرون ...من رفتم بيرون خريد کردم ... ( آخه ظهر جمعه تو رفتي چي بخري ؟؟ ) ...رفتم خيار خريدم ... مامانم ميخواست سالاد درست کنه .... بعد که برگشتم ...نماز خوندم ...بعدش ناهار خورديم ...بعدشم نشستم پاي کامپيوتر يه ذره آهنگ گوش دادم ......... تو اين مدت تو داشتي ميل منو ميخوندي ...بعد گفتي بخوابيم ...منم اومدم که بخوابيم ... با هم حرف زديم ...بعد خوابيديم ..... ساعت 5 بود که بيدار شدم ...ديدم SMS زدي ....که هرکاري ميکني خوابت نميبره ... واست زنگ زدم ..گفتي هرکاري کردي خوابت نبرده ..عسلم اشکالي نداره ..... فداي سرت .... خوشکله من ...من دلم نميخواست ظهر بدون تو بخوابم ... حالا اتفاقيه که افتاده .... چرا الکي همديگه رو ناراحت کنيم .... وسط حرف زدن خواهرم اومد تو اتاق قطع کردم ...بعدش هرکاري کردم ديگه گوشي رو برنداشتي ... واست SMS زدم که ببخشيد خواهرم اومد تو اتاق قطع کردم ..... سايز تنت رو ازت پرسيدم .. ( الهي فداي تنت شم .... ) .... ميخوام واست تاپ بگيرم ...
دير شده ... ولي ببخش منو ... تو بهتر از هرکسي اوضاع مالي منو ميدوني ....هديه روز زن .... ببخشيد دير شد ....
يه 10 دقيقه اي گذشت تو SMS واسم سايز تنت رو نوشتي ..... ميميرم واست ...خيلي ماهي ..... خوشکل مني ...!!! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بعد از مدتي واست زنگ زدم ...گفتي ميخوام برم حموم ..... فداي تنت شم عشق من ... رفتي حموم ...اومدي...ببين بهت miss زدم ببينم اومدي يا نه .... گفت دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است ... منم قطع کردم ... يه ثانيه نگذشته بود که بهم miss زدي ......
فهميدم که وقتي گوشي تو دستته ... دلم هرجا باشي پيدات ميکنه ..... الهي فداي دستات شم ..... !!!!
از حموم که اومدی ... من هنوز کاری واسه انجام دادن نداشتم .... تکرار نرگس رو دیدم ... آخه دیشب که مهمونی بودیم .. اولاشو ندیدم ... بعد از نرگس ...نشستم پای کامپیوتر .... یه ذره فیفا بازی کردم ...یه ساعت بیشتر نگذشته بود که SMS زدی که ما میخوایم بریم بیرون ... پرسیده بودی که ما هم میریم بیرون یا نه .....!!!! بهت گفتم مامانم اینا میرن بیرون ولی من دوست دارم با شما بیام بیرون ..... میبرینم ..... بعد تو هم منت گذاشتی ...اجازه دادی که بیام باهاتون ...بعد اینقدر خوش گذشت که حد نداشت ..... !!!! بیرون که بودیم محمد زنگ زد گفت شاید فردا نتونیم بریم استخر ![]()
وقتی اومدیم ...بهم زنگ زدی ....
آخی از همین جا روزمون خراب شد
...آخی ... یه طوری شدم ... نمیخواستم بخدا ناراحتت کنم ....ببخشید .... ![]()
بهم زنگ زدی ..... برنداشتم ...خودم بهت زنگ زدم ...آخه دلم نمیخواد آخر ماه که میشه ... مثه گنجیشک دل تو دلت نباشه ... فدای تنت شم .... میمیرم واسه تو ...... بعد من فکر کردم کاری داری که بهم میخواسی زنگ بزنی اصلا فکر نمیکردم که دلت تنگ شده باشه .... آخی فدای دلت شم .... ببخشید ...گفتی دلم تنگ شده ها ...ولی من همش فکر میکردم که باید یه کاری واست بکنم ... همش منتظر بودم بهم بگی یه کار واسم میکنی !!!! آخی طفلی کوشولوی من .... میشه قلبتو ناز کنم ...بذار نازت کنم .......<< نازی ... نازی >> ![]()
خلاصه داشتیم حرف میزدیم که مامانت اومد تو اتاق ... گوشی رو قطع نکردی ... صدای مامانت راحت بهم میرسید ...فدای صداش شم ....وای ... من گفتم ممکنه مامانت یه چیزایی بگه که به من ربط نداشته باشه ... یا اینکه نخواد کس دیگه ای بشنوه .. منم یه پسر خوب شدم...گوشی رو قطع کردم ........ ![]()
منتظر بودم یه miss بزنی ... نزدی .... عشق من یه miss بزن
...دل تو دلم نبود ...نکنه مامانت فهمیده باشه .... شیکمم بس که فکر های کج و کوله کردم درد گرفت ..نرگس رو هم دیدیم ( همون قسمتی که مامان نرگس و نسرین مرد .... ) ....... با تو ...گوشی پیشم بود ....دیدم نرگس تموم شد ...تو هنوز miss نزدی واست sms زدم ...که بیا ....بعد اومدی ... وای چقدر آروم شدم ... تو مایه آرامش منی ......
خوشتله ..... تو رختخواب که بودیم ..... داشتیم حرف میزدیم ...ازت پرسیدم چرا سنگینی ...گفتی نیستم .. اصرار کردم ...گفتم بابات چیزی گفته ..گفتی نه ...گفتم مامانت ...خواهرت ..... گفتی نه ...... گفتم من ناراحتت کردم .... مکث کردی ...گفتی زدی تو ذوقم .....
آخی بمیرم واسه تو ...بخدا شرمنده ام ...دوست دارم بخدا ![]()
..... چرا فکر کردی که میخوام پس بزنم ...بهت گفتم که عشقم ....من اگه تورو پس بزنم که میمرم ....میدونی از خودکشی بدم میاد ...عشقم .....بازم مهربون بودی واسه من ...بازم نشون دادی که تو بهترینی ... وقتی میخواسم نازت کنم .... گفتی بیا بخوابیم ... گفتم نه حرف بزنیم ...اونقدر اصرار کردی که بالاخره کار خودتو کردی ...قطع کردیم ...آخه نمیخواسی قبض گوشیم زیاد شه .... ![]()
مگه حالا من خوابم میبره .. هی بهت زنگ میزدم ببینم ...روشن کردی یا نه .... دیدیم همش میگه خاموشه
...م ن همین طوری تا ساعت 2:21 بیدار بودم .... نمیدونم کی خوابم برد ... ولی آخرین باری که ساعت رو نیگا کردم 2:21 بود ... بعدم دیگه خوابم برد .... ![]()
عشق من ببخشید اگه ناراحتت کردم ...... ![]()
هنوز دوسم داری ؟؟؟ ![]()
اگه دوسم داری .....
1.........2..............3............ ![]()
امروز رو جز لحظه های خوب قرار میدم ... آخه آخرش خودم خرابش کردم ...ببخشید ![]()
![]()
![]()