سلام ....
ولنتاین گذشت .... جز خوبی چیزی نداشت ... غم بی تو بودن واسه من عادیه ... !!!
دوست دارم .. واسه همه مهربونی هات .... واسه همه دل بستن هات
امیدوارم بتونم از امسال به بعد پسر خوبی باشم ...
آخه ولنتاین عید عاشقاس !!!!
دوست دارم ....
شب بخیر ..
این پایین ساعت رو نیگا کن !!!
(یه پیشنهاد : چند دقیقه صبر کن تا عکسهای توی وبلاگ کامل بیاد بعد بخون)
سلام توپوليه من ....
خسته نباشي خانومي .. فدات بشم من .... خسته شدي ؟ ... خسته نباشي ...
خيلي خوب درکت ميکنم .. اولين روزي که آدم ميره دانشگاه اونم به اين صورت واقعا خسته کننده هست .. علي الخصوص که اون روزم ولنتاين باشه و آدم دلش بخواد بجاي اين جاي شلوغ تو يه جاي خلوت با عشقش باشه ... يه جا مثه بهشت ..
خب بهتره بيشتر از اين دلتو هوايي نکنم ...
مي دوني به اندازه کافي بغلي شدي ... ديگه هوايي نشي ..
مثه اين بچه کوشولو ها ... همون ني ني ها که اگه بغلشون نکني گريه راه ميندازن .. تو رو هم اگه يه شب بغلت نکنم اخم ميکني ... واي فداي اون ابروهات شم ....خيلي خوشکله ... خيلي ماهه ..آدم دلش ابروهاي تورو ميخواد .....
مي خوام اين روز رو با هم جشن بگيريم .. کار خاصي ازم بر نمياد ولي سعي کردم همينم که در اختيارم هست به نحو احسنت ازش استفاده کنم .....
نمي دونم بتونم يا نه ... ولي بخدا تمام سعيم رو ميکنم .....
شروع کنيم ؟؟؟
خب ....
تصور کن ... همه چراغها خاموشه ... تو از راه ميرسي .. خسته .. کوفته ( دور از جونت) مياي به خونمون ( وبلاگ ) ... ميگي خدايا چي شده ... برق رفته ... ؟؟؟ هرچي چراغها رو ميزني روشن نميشن ... بي خيال ميشي .. ميشيني رو يه دونه از مبل ها .... يه دفعه ميبيني همه چراغها با هم روشن ميشن .... غير از همون يکي که تو امتحان کردي واسه اينکه ببيني برق هست يا رفته ... منو ميبيني که واستادم روبروت .. بغلم رو باز ميکنم ... تنها انتظاري که دارم .. اينه که بدون حتي يه کلمه بياي بغلم .... ازت مي خوام بذاري با تمام وجودم حست کنم ..... بغلت کنم .. بچلونمت ... ببوسمت ....
حالا به صورتت نگاه کنم .. آروم دستتو بگيرم ، خودم بشينم رو يه مبل و تو رو هم بشونم روي پاهام .. به صورتت نگاه کنم .... و اول يه خوش آمدي واسه اينکه به وبلاگ خودت و تنها ميعادگاه ما واسه اين روز باشکوه اومدي :
خوشکل خانوم من .. نمي دوني چقدر انتظار کشيدم تا اين روز اومد .... امروز .. روز ولنتاينه ..
خانومي ... مي خوام روز ولنتاين رو اينطوري بهت تبريک بگم .. با چند تا مطلب و عکس جالب ...
ولنتاين مبارک ....
اول بيا دعا کنيم .....
بيا دستامونو به نشونه احتياج بالا ببريم ... و دعا کنيم .. اينطوري ...
حالا چي بگيم ... ؟؟!؟
با من تکرار کن ....
خدايا
اين دل شکسته را جز دستهاي مهربان تو درماني نيست واين دست بسته را جز از ابر احسان تو باراني ، نه.
خدايا
اين جگر سوخته در آتش هجرانت را و اين جان گداخته در زير تشعشع سوزان فراقت را هيچ چيزجز خنکاي نسيم وصل تو آرام نمي کند .
خدايا
تب ديدار تو را چه درمان خواهد جز ديدار تو ؟ وزخم عميق وکاري گناه را بر جاي جاي روح دردمندم چه چيز جز غفران تو التيام خواهد بخشيد.
خداي من
تنها دست توست که مي تواند قلب تأثير پذير مرا از شرخواسته هاي نفس خلاص گرداند و تنها دَم خداوندي توست که مي تواند اين دل را در زير پنجه هاي نفس به حالت اغماء افتاده است نجات دهد و به عشق ابدي خود برساند.
خدايا
دلي که عمري به دنبال تو گشته مگر جز در ميان دستهاي تو قرار مي گيرد ؟
اي نهايت آرزوي آرزو مندان ! واي غايت پاسخ سائلان ! واي دورترين مقصود نيازمندان ! واي بلندترين اشتياق مشتاقان ! واي غمخوار درستکاران ! واي کلبه ايمني از بلاي بتو پناه آورندگان ! واي پاسخ دهنده دعوت درماندگان ! واي داروي دردمندان ! واي اندوخته فقيران !
اي هر جوي مهر از چشمه رأفت تو! واي هر چه ابر از درياي رحمت تو !
روي من تنها به تو باز است ودستم تنها به سوي تودراز .
ضجه هاي من تنها در پيش توست وسجود من تنها در پيشگاه توست .
خدايا
من در پيش چه کسي به غير از تو بر خاک افتاده ام ؟ کدام سحوري را جز در خانه تو کوبيده ام ؟
در اين گرماي سوزان کوير گناه ، نسيم جان بخش رضايتت را از من دريغ مدار واز ابر آبستن نعمت هايت بر من مستدام ببار .
خداي من
در اين ناامني و وانفسا، من تنها به ريسمان سخت تو چنگ زده ام وتنها به دستاويز امن تو آويخته ام .
خدايا
من تنها دست به تو داده ام وهر روزني جز روزن منتهي به مهر تو را مسدود کرده ام .
خدايا
بر اين بنده ذليل وناتوانت که حتي زبان گفتن درد خويش با تو ندارد رحم کن .ب نده اي که نه آن دارد که به تو بنمايد ونه زبان آنکه از تو عذر بخواهد .
خدايا
مي شود که چنين بنده اي را دست محبت بر سرش کشي ؟ وسايه خدايي بر سرش بگستري ؟وجز اين نمي شود .
بنده به کجا بگريزدکه امتدا شاخه هاي بينهايت کرم تو سايه نينداخته باشد ؟
اي زيباي عاشق زيبايي ! اي دلرباي زيبا آفرين ! اي درياي بي منتهاي بخشش !
و حالا از خودمون بگيم ...
اي خداي عزيز ما ...
همه عاشقا رو به هم برسون ... بذار که هميشه با هم باشن .. پيش هم .. خودت از همه چيز حفظشون کن .. که هيچ حافظي بهتر از تو نيست ...
خدايا به حق دل همه عاشقا .. قسمت ميديم که دل همه رو شاد کن ...
خدايا سعادت واسه انساني که محدود به حصار زمان و مکان .. اون چيزي هست که خودش فکر ميکنه ... خدايا تو به همه عشق و عاشق بودن رو ببخش ... عشق واقعي رو به همه ارزاني دار تا کسي رو به عشق دروغين نياره ...
خدايا .... ما دو تا رو واسه هميشه کنار هم بذار که واسه بخشنده و توانايي مثه تو هيچ سختي نداري ....
خدايا فقط از تو مي خواهيم ...
آمين يا رب العالمين

حالا وقت خوندن چند تا مطلب عاشقونس ....
بده دستاتو به من تا باورم شه با مني
مي دونم خوب مي دوني تو تارو پودو ريشه مي
تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده من
چرا من نگذرم از يك پوست و خون بنام تن
تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم
ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم
نمي دونم چي بگم كه باورت شه ((جونمي))
توي اين كابوس درد روياي مهربونمي
مي دوني باتو پرم از شعر و ترانه
مي دوني بي تو لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو اين خدا بوده
که تونسته گل عشقو بياره
وقتي حتي پيشمي دلم برات تنگ مي شه باز
عشق تو تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت که بي تو از نفسم سير مي شم
نمي دونم چي ميشه بد جوري گوشه گير ميشم
ممنونم که بچه بازيهامو طاقت ميکني
هر چه قدر بد ميشم تو نجابت مي کني
هر کجاي دنيا باشم با مني و در مني
نگران حال و روزم بيشتر از خود مني
بيا ببينيم عشق چيه !!
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هر چه بيني عکس يار
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني از فراقش سوختن
عشق يعني سر به در آويختن
عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني بنده فرمان شدن
عشق يعني تا ابد رسوا شدن
عشق يعني گم شدن در کوي دوست
عشق يعني هر چه در دل آرزوست
عشق يعني يک تيمم يک نماز
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني يک تبسم يک نگاه
عشق يعني تکيه گاه و جان پناه
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني قطره و در يا شدن
عشق يعني پيش محبوبت بمير
عشق يعني از رضايش عمر گير
عشق يعني زندگي را بندگي
عشق يعني بندگي آزادگي
عشق يعني رفتن راه وفا
عشق يعني پرواز در حال وهوا
عشق يعني جذب تو ترك جفا
عشق يعني چشم مست و بي ريا
عشق يعني سينه اي صاف از طلا
عشق يعني دو قلب از اوج نور
عشق يعني انتهاي يك غرور
عشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني بت پرستش يك خدا
ديدنت در اوج آنجا انتها
عشق يعني يك تخيل خواب ناز
عشق يعني با تو بودن يك نياز
عشق يعني لاله ها رنگ صفا
عشق يعني دوري و زجر و وفا
عشق يعني ديدن روياي تو
عشق يعني عشق و عشق وعشق

اين شعر رو هم بخون .. مي دونم دوسش داري ...
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم
بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي دردامن اندوه كشيدم
نگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
تا حالا شده يه نفر بهت يه هديه بده که خيلي واست با ارزش باشه ولي بعد يه نفر با ارزش تر رو پيدا کني که دلت بخواد بهش اون هديه رو بدي ؟؟ حالا واسه من اين اتفاق افتاده ... يه نفر بود که مثه خواهرم دوسش داشتم ... اما حالا به يه دليل هايي ديگه حتي مثه خواهرم هم نيس ... اين شعر رو بهم داده ... مي خوام بدمش به تو .. به عشقم .. به کسي که حالا هيچ کس تو قلبم ، و تو زندگيم نمي تونه جاشو بگيره .. و به اميد خدا هيچ وقت جاشو از دست نميده .... خانومي .... اون يه نفر که مثه خواهرم بود و الان نيست خودتي .. !!
تو توي قلب من يه مقامي داري که با هيچ مقام ديگري قابل مقايسه نيست ......
اميدوارم اين هديه رو ازم قبول کني ...
مگه هميشه اين شعار ما نبوده ؟ من عاشقه تو = تو عاشقه من !!! خب حالا بخون ....
تو خودت يه شعر نابي بي رديف و قافيه
به خودم ميگم که بسه...عاشقيا کافيه
مي درخشي مثه مصرع مثه مطلع يا غزل
مثه چکامه بلندي با ظرافت مَثَل
تو همون شعر بلندي شعر ناتموم من
شعري که پر از نسيمه توي آغوش چمن
واسه من نرگس چشمات عمريه مقدسه
کاشکي دستاي نجيبم به ضريحت برسه
مي گي قلب تو نحيفه مي شکنه با تپشي
مي سوزوني قلبمو درس مثه يه آتيشي
خنجر صدات نگو يه شعر نابه به خدا
واي که اون لحن صدات بازي به مرگه به خدا
تو با اون دستاي گرمت دادي گل به دست ما
دل ما ديوونه تر شد با همون گل شما
شدي مثنوي شعرم شدي مقطع دلم
واسه من بمون هميشه تو بشو تاج سرم
خيلي دوست دارم ............... به تعداد دفعاتي که اين عکس حرف منو ميگه ، ميگه دوست دارم ... تا بينهايت !!!!

بذار تو اين روز مقدس واست دعا کنم... ان شاءالله
اول : هميشه زنده باشي
دوم : پيش عشقت باشي
سوم : پي حرف دلت باشي
چهارم : واسه من باشي
پنجم : هميشه بي غم باشي
ششم : از زندگيت راضي باشي
هفتم : با خدا مانوس باشي
هشتم : نگران فردات نباشي
نهم : هيچ وقت تنها نشي
دهم : سعادتمند بشي
هميشه چشم براهت هستم ...
منتظر حرفاي قشنگت هستم ....
به من که با تو عاشقم تورو خدا یه ماچ بده ... به من که با تو صادقمتو رو خدا یه ماچ بده

هرچقدر تو بوس بدی من که ازت سیر نمیشم .. به من فقط یه ماچ فقط یه بوس فقط یه لب بده
ولنتاین مبارکت باشه عزیزم ...
دوست دارم یه عالمه ... هرچی بگم بازم کمه ...
در آخر هم چند تا عکس واست میذارم که بد نیس ببینیشون .....
همش واسه توئه ....
دوست دارم ... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
منتظر حرفای قشنگت هستم ...
فعلا بای بای !!!!!
چند تا شعر و مطلب جالب و قشنگ واسه تو ...
اصلا قابلت رو نداره .....
تو چشماي قشنگت يه غمي زندونيه هواي دلت گرفته انگاري بارونيه
نگو نه چند روزه با خودتم قهري نگو نه بغضي توي گلوت نشسته چند روزيه زندونيه نگو نه
تو رو اينجوري نمي خوام تو رو اون جوري ميخوام تو رو هر جوري که هستي تو رو اين جوري ميخوام
یه جمله از زرتشت : عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش و به مهرباني مهر بورز و با آشتي آشتي کن ، و از جدايي جدا باش.
گفته بودم که اگر بوسه دهي توبه کنم ........ که دگر باره از اين خطا ها نکنم
بوسه را داد و چو برداشت لبش از لب من ....... توبه کردم که دگر توبه بيجا نکنم
اگر ميتونستم همه خيابونا رو پر ماشين مي کردم تا وقتي مي خوايم از خيابون رد شيم دستمو بگيري...همه زمينارو پر برف مي کردم تا واسه اينکه سر نخوري بازومو بگيري...هر شب بارون مي باروندم تا بريم يه گوشه زير يه سرپناه بشينيم حرف بزنيم...عقب همه تاکسي هارو پر مسافر مي کردم تا مجبور شيم دوتايي جلو بشينيم
دوست دارم .. ![]()
![]()
کاش زود تر ولنتاین بیاد ...

دلم براي كسي تنگ است
كه آفتاب صداقت را
به ميهماني گلهاي باغ مي آورد
و گيسوان بلندش را
به بادها مي داد
و دستهاي سپيدش را
به آب مي بخشيد
دلم براي كسي تنگ است
كه چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت
و شعرهاي خوشي چون پرنده هاي مي خواند
دلم براي كسي تنگ است
كه همچو كودك معصوم
دلش براي دلم مي سوخت
و مهرباني را
نثار من مي كرد
دلم براي كسي تنگ است
كه تا شمال ترين شمال
و در جنوب ترين جنوب
هميشه در همه جا
آه با كه بتوان گفت
كه بود با من و
پيوسته نيز بي من بود
و كار من ز فراقش فغان و شيون بود
كسي كه بي من ماند
كسي كه با من نيست
كسي...
دگر كافي است
آسمونم دوستت دارم يه عالمه![]()
![]()
![]()
روز ولنتاین ...
* براي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك رستوران دنج برويد.
* رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است.
* در خصوص تاريخچه و مبداء ولنتاين اختلاف نظر وجود داشته تا جايي كه ولنتاين با افسانه در آميخته است.
* هويت ولنتاين مبهم است. در كل 3 روايت در رابطه با ولنتاين نقل گرديده كه به آنها اشاره ميكنيم.
* جشنواره اي به نام LUPERCALIA كه 15 فوريه در رم باستان ميان كافران متداول بوده است. لوپركاليا جشن تطهير و زمان خانه تكاني بوده است. در اين جشن مشركين از خداي LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هايشان از گزند گرگها قدرداني ميكردند. در اين فستيوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خداي حاصلخيزي، باروري و جنگلها روميان يك سگ و دو بز نر را قرباني كرده و از پوست آنها شلاق ميساختند. مردان با اين شلاقها به ميان مردم رفته و به هر كسي كه ميرسيدند ضربه اي با شلاق به آنها ميزدند. دختران داوطلبانه براي شلاق خوردن صف ميكشيدند. آنها اعتقاد داشتند كه شلاق خوردن با تازيانه هاي ساخته شده از پوست بز باروري آنها را تضمين ميكند. همچنين در اين جشن طي بزرگداشت الهه اي بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه هاي عاشقانه مينوشتند و درون گلدانهايي مي انداختند. (و يا تنها نام خود را روي برگه اي مينوشتند) مردان مجرد روم نيز هر كدام يكي از اين يادداشتها را از درون گلدانها بيرون كشيده و مشتاقانه بدنبال دختر نويسنده نامه ميرفتند. (نوعي دوست يابي) اين آشنايي ها اغلب به ازدواج مي انجاميد. اين رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجيح دادند پيش از آشنايي زن را ببينند!
* كليساي كاتوليك حداقل 3 قديس بنام VALENTINE و يا VALENTINUS شناسايي كرده كه هر سه در روز 14 فوريه به شهادت رسيده اند.
* ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت ميكرده است. زماني كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمراني ميكرده. كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز ميباشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد. ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه ميپنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد.
* خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد. در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: "از طرف ولنتاين تو." اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود.
* ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد. تقريبا در سال 269 پس از ميلاد. به گراميداشت وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين ميباشد.
* پاپ اعظم GLASIUS فردي بود كه روز 14 فوريه را، در سال 498 پس از ميلاد، روز ولنتاين (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وي اين روز را جايگزين آيين كفرآميز لوپركاليا كه مختص كافران بود كرد. وي در گلدانها عوض نام دختران اسامي مقدسين مسيحي را نهاد. و با اين كار به لوپركاليا تقدس بخشيد. در اين آيين مرد و زن هر دو يك نام قديس را از گلدان بيرون ميكشيدند كه ميبايست تا آخر سال خصوصيات اخلاقي آن قديس را الگو قرار داده و در خود متجلي مي ساختند.
* روايت ديگر: در دوران كلاديوس مسيحيت به شدت سركوب ميشد. ولنتاين نه تنها كشيش و مبلغ مسيحيت بود بلكه رهبر جنبش زير زميني مسيحيان نيز بود. اغلب كشيشها در اين دوران زنداني و سپس اعدام گرديدند. ولنتاين پس از به زندان افتادن دختر نابيناي زندانبان خود را شفا ميدهد. كلاديوس پس از اينكه از اين خبر مطلع ميگردد به خشم آمده و دستور ميدهد سر وي را از تنش جدا سازند.
* كهن ترين نامه و شعر ولنتاين توسط چارلز، دوك اورلئان نگاشته شد. وي زماني كه در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر ميبرد اين نامه را براي همسر خود نوشت.
* روايت ديگر حاكي از آن است كه ولنتاين يك مسيحي بوده كه عاشق كودكان بوده. اما از آنجايي كه وي از پرستش خدايان سر باز ميزده به زندان فرستاده ميشود. اما كودكان كه به وي علاقه مند بودند دلتنگ وي شده و براي وي پيامهاي مهر آميزي مينوشتند. اين كودكان نامه ها را از لابه لاي ميله هاي زندان به درون سلول ولنتاين مي انداختند. وي در سال 14 فوريه 269 پس از ميلاد اعدام شد.
* برخي هم روز ولنتاين را به باور مردمان انگليس و فرانسه قرون وسطي نسبت ميدهند. آنها اعتقاد داشتند كه پرندگان در روز 14 فوريه جفت خود را انتخاب ميكنند.
* برگزاري جشن ولنتاين امروزي از دو كشور فرانسه و انگليس آغاز گرديده است.
* ابتدا كارتهاي تبريك ولنتاين را هر كس خودش تهيه ميكرد اما از سال 1800 كارتهاي تبريك ولنتاين تجاري به بازار عرضه گشت. البته اين كارتها نيز دست نوشته و داراي نمادهاي ولنتاين نقاشي شده بودند. سپس كارتهاي تبريك چاپي جايگزين آنها گرديد.
* در گذشته دور در ايتاليا و انگليس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پيش از طلوع آفتاب روز ولنتاين از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود مي ايستادند تا مردي از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولين مردي كه در آن روز ببينند، ظرف يكسال ازدواج خواهند كرد. شكسپير نيز در نمايشنامه هملت به اين باور اشاره كرده است.
* در برخي كشورها رسم بر اين است كه مردان جوان روز ولنتاين لباس به زنان هديه ميدهند. چنانچه زن آن لباس را براي خود نگه دارد نشانه آنست كه زن خواهان ازدواج با آن مرد است.
* در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روي آستين لباسشان مي نوشتند تا به همه بگويند: ازحس من آگاه شويد.
* در زمانهاي گذشته در ولز چنين مرسوم بود كه در سالروز ولنتاين قاشقهاي چوبي به يكديگر هديه بدهند. روي اين قاشقهاي چوبي معمولا نقش قلب و كليد و قفل كنده كاري شده بود. معني اين كنده كاريها چنين بود: "تو قلب مرا گشوده اي" يا "كليد دروازه قلب من دست توست."
* برخي باورهاي آميخته با خرافات نيز در رابطه با روز ولنتاين وجود دارد. اگر در اين روز سينه سرخ از بالاي سر دختري عبور کند او با يک ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقيري ميشود اما بسيار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردي پولدار ازدواج خواهد کرد.
* كودكان انگليسي در صدها سال پيش در اين روز مانند بزرگترها لباس بتن ميكردند و خانه به خانه به ترانه سرايي و آواز خواني ميپرداختند.
* اما در ژاپن روز ولنتاين به گونه اي ديگر مرسوم است. روز ولنتاين اين دختران هستند كه بايد به مردان شكلات هديه بدهند. زنان شاغل به اجبار بايد به تمام همكاران مرد خود بويژه رييس خود شكلات هديه بدهند. اما در روزي موسوم به "روز سفيد"(WHITE DAY) كه تاريخ آن 14 مارس ميباشد مردان براي جبران محبت خانمها به آنها هديه ميدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هديه مردان معمولا يك لباس زنانه سفيد رنگ است.
* در چين هم افسانه اي وجود دارد که نمادي از عشق است و روز ولنتاين چيني ها محسوب ميگردد. اين روز هفتمين روز از هفتمين ماه در تقويم چيني است. اين روز فستيوال دختران نيز ناميده ميگردد. در اين روز مردم چين به ستاره ها خيره ميشوند. دختران نيز دعا ميكنند تا كدبانوهاي با كفايتي در آينده شوند و همچنين شوهر مناسبي نصيبشان گردد. پسران مجرد نيز دعا ميكنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بيابند.
* بنابراين روز ولنتاين از روم به فرانسه و انگليس وسپس به آمريكا راه يافت و اكنون در تمام جهان جشن گرفته ميشود .

* ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه برابر با 25 بهمن جشن گرفته ميشود.
* سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:
1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده:
از آنجـايـي كـه قـلب مركز احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري
عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.
2- كيوپيد(CUPID):
كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه و بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانه
تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود.
كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه هاي روم باستان مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است. كوپيد برخي اوقات آمور(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد.
3- كبوتر،قمري و مرغ عشق:
اين پرندگان نماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند.
4- گل رز:
گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.
5- تور:
جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به زن ميداد.
6- گره هاي عشق:
از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد عشق جاوداني و پايدار است.
7- علامت"X":
اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است.
8- روبان قرمز:
اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند.

كاباره سنتي برره
همه نشستن ، ياور طغرل و نظام ميان تو ...
ياور طغرل : امروز به مناسبت روز ولنتاين همگي ويسكي نخود مهمان سردار خان مي باشند ...
نظام (دووبرره) : هه هه هه هه ... اهم اهم ... من گرد نخود هم زده بيدم ، روش ويسكي نخود وچسبه ها ... اهم اهم...
سردار خان : كافه چي ، دوز ويسكيشو بيشتر كن امروز ملت برن فضا! آره قربونش...!
( همه زن و مرد ويسكي نخود خوردن ، مي رن ديسكو برره ، دارن مي رقصن كه ...)
ليلون داره با شير فرهاد از خودش تانگو در وكنه كه كيوون مياد جلو و يقه شيرفرهاد رو مي گيره : من تو رو وكشم ، وكشم ، با خواهر من تانگو ورقصي ؟ من تو رو وكشم...
كيانوش مست مست دست از رقص با سحرناز برمي داره مياد جلو : بابا ولش كن ! اينا باهم ازدواج كردن ، به تو چه آخه ، زيادي خورديا ... اي بابا
كيوون : ها ، راست وگويي ، ورقصين ، ورقصين ...
سالار خان : شادوونه خانوم ، ويا از خودمون رقص در وكنيم ديگه ...
شادوونه : وي ي ي ... سالار خان ... اين حرفا چي بيد ... از تو سني گذشته بيد ...
شاخ شمشاد : شادوونه جون ، نيگاه وكن من چه ريختي با شوهرم ورقصم ...
(دوربين مي ره رو شير فرهاد)
صداي وجدان شير فرهاد : تو خجالت نوكشي بي غيرت ؟
شير فرهاد : ها... كي بيده ؟
صداي وجدان شير فرهاد : منم ابله ... وجدانت بيدم ...
شير فرهاد : ورو بعدا بيا ، الان مست پاتيل بيدم
صداي وجدان شير فرهاد : چلمنگ ، دووبرره از پشت به ليلوون تكيه وداده ...
شير فرهاد : هـــــا... من الان تو فضا بيدم ... بعدا حسابشو ورسم ... حالا ورو ... از خودت فاز منفي در نوكن...
بگوري دم ژاندارمري ...
ياور : بگور ... يه شعر بگو ببينم ...
بگوري : از خودم يه شعر در وكردم ، وخوونم ؟
ياور : بخون كتكله...
بگوري : نمره بيست كلاسو نوخوام ، بهترين هوش و حواسو نوخوام ، من فقط تو رو وخوام
بگوري : خــــوب بـــيـــــد؟ ، ويگولنسج ، اين شعر منو چندين سال بعد تو يه آهنگ معروف از خودشون در وكنن ...
ياور : اين چي بود چمپت ؟ يكي ديگه بخون ....
بگوري : 20 تومن وشد ...
ياور : از مامور دولت پول مي گيري ؟بندازمت زندون كتكله ؟
بگوري : خوب باشه ، پول نوده ، نوش جونت بيد
بگوري : ورو ، ورو ، دلم تو رو تو رو نخواسته بيد ، ورو ورو ، نوخوامت اين همه ...
بگوري : اين شعر منم قراره شير-آرش چند سال ديگه وخوونه ، خوب بـــيــــد؟
(ياور طغرل به دوربين زل مي زنه)

ديوونه جونم به چند تا زبون بگم دوست دارم ؟؟
ti amo (italy )
s`ayapa su ( yonani )
ya vas liubli ( rosy )
amo te (porteghali )
doset daram (farsy )
ich liebe dich ( almani )
te quiero ( espaniaye )
yay a ishar dig ( soedy )
mai yajhe pyaar kar thaho ( hendy )
i love you ( engilisy )
ye t`amine ( faransavy )
siroum emkez ( armany)
tap toop ( zaboon ghalbam )
![]()
بیا عزیزم بیا
یک تکه هیزم دیگر در اتش بیانداز
برایم کمی گوشت و لوبیا بار کن
بعد سراغ ماشین برو
و لاستیک چرخ آن را عوض کن
حالا جوراب هایم را بشوذ و لباسهایم را رفو کن
بعد بیا عزیزم
بیا کنارم بشین
و پیپم را پر از توتون کن
راستی اول
پیژامه ام را بیار
و یک قوری چای دیگر دم کن...
و بعد بگو
چرا می خواهی ترکم کنی؟
آیا با بچه ی خواهرت مهربان نبودم؟
و هر شب او را به ماشین سواری نبردم؟
چرا می خواهی همه چیز را تمام کنی؟
مگر اجازه ندادم که ماشینم را روزهای تعطیل بشویی؟
و مگر به تو اخطار ندادم
که داری چاق می شوی؟
دیگر بیشتر از این چه می خواهی؟
چرا نمی فهمی که برای یک مرد
این همه یعنی...عشق؟
حالا بیا کنارم بشین
البته پیش از آن لباسهایم را رفو کن
پیژامه ام را بیار
غدایم را بپز
و برایم یک قوری چای دیگر دم کن
و بعد بگو
چرا می خواهی ترکم کنی
معنی این عصیان زنانه چیست؟
تعنت بر هر چه فمنیست
از دست تو نيست دله من از گريه پره
مثه تو طاقت نداره واسه تو هردم ميباره
ديگه اشكاي من طاقت موندن ندارن
نباشي بي تو باز ميميرن ميريزن بي تو هر دم ميبارن
تو تموم دنيامي تو تموم حرفامي
تو همه لحظه گرم عاشق بودني
يه ستاره داره چشمك ميزنه از آسمون
داره دلمو ميبره
ميبره بي نام و نشون
اون ستاره همون چشماي توئه تو آسمون
داره پر پر ميزنه
دلم واسه ديدن اون
